رود<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

خزه ای پیدا نیست

سنگها آینه ی برگ شناور هستند

آب

 پاکیزه

زلال

رود آرام ولی در گذر است

معنی روشن آب

فصل آبادانی است

 

تشنگی عادت نیست

کهربایی است به فطرت منصوب

اشتراکی است ز اشکال حیات

تشنگی اجبار است

حلقه ی متصل آب و طپش  

 

فارغ از رفع عطش

جایی آنسوی مه مبهم اوهام و خیال

در سر سبز درخت

خشم ویرانگر شیر

روح آزاد عقاب

قلب بشکسته ی زاغان سیاه

رود تنها و فقط خاطره ی لبها نیست

صوت لالایی گرمی است به انگاره ی وحش

آیه ای بی تفصیر ز تغییر جهت

زیستن در قفس سنگی جغرافی دشت

پوست انداختن و تازه شدن در زندان

زایش خود هر دم

رود راهی است زمینی به کمال

جمع بی واسطه ی حس و خرد

و هر آنچیز که در مکتب مرداب سیاه

کفر گردیده

گناه

 

راز خوشبختی رود

منعطف زیستن است

ته نشین کردن گل های کدورت در خود

بی تعصب شدن و یخ نزدن

چشم بر هم زدنی نو شدن است

 

سیامک ارزانپور

<?xml:namespace prefix = st1 ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:smarttags" />August 6, 2005

/ 7 نظر / 6 بازدید
دختر شرقی

خيلی قشنگ بود...خيلی جالب و پر معنی وصف کردی...خدا قوت و يا علی؛

nendoke

همه اش رو نخوندم ولی یه تیکه های چشمم خورد به نظر جالب می اومد .

nendoke

متن جالبی بود و فکر کنم باید بازم بخونمش .

mohammad ansari

siamak jan. fogholade ghashang bood. har tekash ye teke naghaashye ba shokoohe. az oonjaa ke ino goty, kheyly hazz kardam: رود راهی است زمینی به کمال - جمع بی واسطه ی حس و خرد - و هر آنچیز که در مکتب مرداب سیاه - کفر گردیده - گناه vaghean marekas. merci aziz

ساقي

راز خوشبختی رود منعطف زیستن است ته نشین کردن گل های کدورت در خود بی تعصب شدن و یخ نزدن چشم بر هم زدنی نو شدن است پس بايد رود شد!!!!!

خاک پای شهدا

سلام.وبلاگ شهيد عشق آپ شده اگر دوست داشتيد سری بزنيد