به دنبال چه می گردی

غباری را که کرده محو تصویر به هم پیوستۀ جنگل

چشمان حقیقت را به خاک مرده پوشانده

می سوزد ز درد آزرده و بی تاب

و می گردد چو رودی بر فرود گونه ها جاری

 

درون سینه تنها حرف پنهان بود

پریشان دانه ای کوچک

بی دادی ز خواب ناز کردش عاقبت بیدار

 

مرا هم چون درختی پیر و فرسوده

خداوندی نمود از خویشتن خالی

که روزی روزگاری نام نیکش بود

مرا دیگر به فردایی که می گویند می ریزد ز خورشیدش

هزاران چشمۀ رنگین

و خاک شوره زاران سترون را

باغ آرزوی طفل نابینای مادرزاد خواهد کرد ،

امیدی نیست

 

به دنبال که می گردی چنین آشفته و بیمار

کسی جز من دگر اینجا

در این در بر گرفته ساکت غرقاب

در این ظلمانی تنهای بی تن نیست

هر آنچیزی که می خواهی برای ات فاش خواهد گفت

کلاغ شاکی خانه

که حرفی نیست

دردی نیست

حتی بر تن عریان احساس زمین هم ژنده بالاپوش شرمی نیست

 

چه می جویی شبح

ای با من و خود جمله بی گانه

نمی دانی مگر در خواب کوکبها

خانه ام را برده با خود باد

 

سیامک ارزانپور

August 9, 2009

/ 5 نظر / 8 بازدید
کسب درآمد متفاوت بدون کلیک خودتان انتخاب کنید!

سلام دوست عزيز ضمن تبريک براي سايت قشنگت لطفا متن زير رو بخون: CN3 تنها راه کسب درآمد حرفه اي از اينترنت ماهيانه 500 هزار تومان بدون هيچ کليک يا سايت پرداخت به ازاي کليک بدون نياز به ايگلد ، پي پال و ... پرداخت در بانک هاي ايراني ابتدا محصول را تحويل بگيريد سپس مبلغ آن را بپردازيد. توجه: اين طرح فقط تا آخر مرداد ماه سال 1388 است من خودم در حال حاضر پس از دو هفته کارکردن 80,000 تومان به حسابم واريز شد واقعا دارم از خوشحالي پر درمي آورم! بدون حتي 1 نفر زيرمجموعه گيري! لطفا براي اطلاعات بيشتر به آدرس سايت ما مراجعه کنيد

سحر

مسافر از کنارِ من ساکتُ بی صدا گذشت رفت تا تو خاطرات من شاید بشه یه سرگذشت مسافری که هر قدم با منُ مثلِ سایه بود منُ تو غُربت جا گذاش، رَف با بودُ نَبود مسافِرِ خسته ی مَن، مَن از تو خسته تَر بودم تُو رفتیُ پَر کشیدی، مَن که کبوتر نبودم رفتی رسیدی آسمون، خوب می دونم قَد کشیدی امّا تو آینه ی َسَفر، چشمای خیسُ ندیدی دلم می خواد داد بزنم، نفرین بِه هر چی سَفرِه آخرِ قصّه ی سفر، این عشقِ که دربِدرِ سفر اَگِه قصّه باشه، آخرِ قصّه مُردَنِ از غصّه دل شکستنُ، به گریه دِل سِپردن ِ مسافِرِ ساده ی من، از کی فرار کردی بگو نیستی ولی خیالِ من، نشسته با تُو روبرو فاصِله بینِ منُ تُو، دُرُستِه صد تا نَفَسِه امّا هوای ِ سبزِ تُو، پیشِ دلَم تو قَفسِه.... سلام روزت بخير باشه...قشنگ بود...با يه آپ جديد منتظرتم..دوست داشتي سربزن خوشحال ميشم روز دل انگيزي داشته باشي[بغل][گل][گل][گل][گل][بغل]

نیلوفر

به قدر هر چه گل دیدم ,مرا آزار کردی تو خیانت را اندر دلم تکرار کردی تو عجب دیوانه بودم من,که دل بستم به چشمانت شنیدم بارها با دیگران بودی ولی حیف,شهامت کار هر کس نیست پس انکار کردی تو و کار این دل دیوانه را دشوار کردی تو شبی که تو را با دیگری دیدم جا خوردی,به ناچار این طلوع تازه را انکار کردی تو نمی بخشم تو را,او را و هر کس را که بد باشد خدایم خود تلافی می کند هر کار کردی تو.....

Wondermage Gallery

سلام دوست عزيز [گل] گالري عکس Wondermage با بيش از 1100 تصوير با کيفيت در 11 بخش مجزا شما را به ديدن اين تصاوير دعوت مي کند. اميدوارم از تصاوير خوشتان بيايد و ما را از نظراتتان محروم نکنيد. در صورت تمايل Wondermage را با نامي دلخواه که مفهوم گالري را برساند در صفحه خود لينک کرده و به ما اطلاع دهيد تا به عنوان تشکري کوچک متقابلا در دايرکتوري ما لينک شويد. به دوستانتان هم اطلاع دهيد، شايد اوقات خوبي را در گالري سپري کنند. اميدوارم موفق باشيد و از تصاوير لذت ببريد.

کیانی

سلام آقا سیامک. اول از همه بی ادبی من و بابت اینکه دیر خدمت رسیدم ببخشید. بعدم اینکه این مدت خبری ازم نبود اما حالا برگشتم با یه عالمه خبر خوب و یه دنیا تشکر واسه حرفاتون که تلنگری شد به زندگی خودم و اون کسی که دوستش دارم. برای همه ی حرفای قشنگ و صمیمانه تون ممنونم. خوب درسته که نبودم اما شعرتون من و درگیر خودش کرده احساساتتون خیلی رنگی البته واسه من. مرا دیگر به فردایی که می گویند می ریزد ز خورشیدش هزاران چشمه رنگین شاید بتونم بگم ده ها بار خوندمش و اشک ریختم نمی دونم چرا اما حس غریبی توش بود که چشم ها و نوازش داد. بازم میگم خیلی زیبا نوشتید. گرچه من دیر رسیدم و به ضرر خودم شده. منم باز هم قلمم دلنوشته ای دیگر رو حک کرده منتظر قدم سبزتون و نظرتون هستم