نمی کارد کسی گل در دیار ما

درختان صنوبر می کند از جا ، نسیمی معتدل حتی

و فردا روز می روید گیاه دیگری خودرو

که می گردد درختی ، پیچکی ، خاری

و یا شاید گلی خوشبو

 

دستها می آید از اندیشه ها بیرون

گیاه تازه ای روییده بی صاحب

دختری در گوشۀ چشمان خود ابری نهان دارد

نمی داند

خواهد عاقبت بارید  

بر ویرانۀ باغی که دیواری بلندش بود  

 

کسی در سرزمین ما نمی پرسد

خاک تیره را تقدیر فردا چیست

ره گم کرده ای حتی در این اقلیم نفرینی نمی آید

که گوید

صدایش پچ پچی آرام

"تا ایمان به گم گشتن ندارد

هیچ کس پیدا نخواهد شد "

 

گریزی نیست

آسمان ، هر جا که خورشیدش به میل ما نتابد بر همه دنیا ، همین رنگ است

وطن مولود منطق نیست

شیرش داده باشد مادر تاریخ

جایی نیست با سرنیزه پاینده

با نامی شناسنده

ویا با اعتقادی گشته از اهریمنان ایمن

وطن آن قلب پر جوشی است

که در خون زلالش می توان تصویر رویا گون مردی دید ( زنی شاید )

خارزار خشک و تفدیده از او خرم

غریب و از هیاهو دور

به خواب نازک آلاله ها نزدیک

صبور و با سحر همدم


مرد چوپانی است

صدا بی شک نوای دلنواز ساز چوپانی است

می نوازد نی

زیر سایه گردو

دختر بچه ای با چوبدستی بره ای را می کند دنبال

گوسفندان از علف های صداقت سیر

 

می بازد به لبخندی دلی دنیا

می سپارد جام اندیشه به یاد آدم دیروز

می کند از چشمها بیرون کبوتر بچۀ فردا

می نوازد نی زیر سایۀ گردو


سیامک ارزانپور

June 3, 2009

 

/ 4 نظر / 8 بازدید
سیما. کیانی

[گل]

سیما. کیانی

سلام. نمی دونم چرا کامنت هام وقتی ارسال می شن یهو غیبشون می زنه. گفتم: مثل همیشه بود اما نه می گم خوب بود نه می گم بد بود... حسی داره که من هنوز نتونستم درکش کنم... از این بابت خیلی خوشحالم چون باعث می شه بیشتر بیام و شعرات و بخونم

سیما. کیانی

سلام و هزاران سلام. واسه خودم تاسف می خورم. من ... راستش من خیلی دیر می فهمم و درک می کنم که بازی کلمات تو چی و می خوان بگن. اقا سیامک فقط می تونم بهت بگم : منتظرم مثل همیشه منتظر جدیدترینها هستم. گرچه یکم دیر می گیرم اما خوب مشتاقم. موفق باشی...............

سیما. کیانی

[گل][گل][گل]