کشتی امید

چه می گویید با دریا

چه می خواهید از طوفان

 

شما ساحل نشینان

از برای این تن فرسوده

این کشتی

هزاران موج می خواهید ؟

برای بادبان پاره ی کشتی

ز ابر خیره

طوفان ها طلب دارید ؟

گمان بردید این امواج کشتی را

به آسانی به ساحل هدیه خواهد داد !

و یا این باد

این طوفان

تبر بر پیکر کشتی نخواهد زد!

بدانید این خروشان موجها

رقصان و پاکوبان

به فردا روز از این کشتی امیدتان جز مشتی از الوار

چیز دیگری با خود

نخواهد سویتان آورد

دمی خود را به جای ساکنان کشتی فرسوده بگذارید

همانانی که با دستان خالی

بی رمق

با مرگ می جنگند

همانانی که در فردای طوفان های بی تاثیرتان

مایوس می گردند

همانانی که با هر آرزوی موجتان

آهسته می میرند

برای خاطر آنان

از این فریاد ها

بیهوده گفتن ها

گزاف اندرزها

بی منطقی ها

دست بردارید

 

و اما دوستان

یاران

شما کشتی نشینان

تلخکامان

وارثان کشتی بشکسته از جهل نیکان

کنون باید که ننشینید

کنون باید نفس را با امیدی پاک پر سازید

برای جان به در بردن سلامت از دل این آب

ز قانون نگون آبی امواج

پلی تا عافیت سازید

به یاد خویش بسپارید  

قانون شن بفشرده در ساحل

درون آبی دریای پر آشوب صادق نیست

برای دیدن رویای خود این بار

پاروهای چوبین را

به جنگ موجهای تشنه اندازید

 

 

سیامک ارزانپور

June 23, 2005

   + siamak Arzanpour - ٥:٤٥ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢ تیر ،۱۳۸٤