سایه

 

بال و پرهای زمان را نفروشید به باد

ما به خورشید نخواهیم رسید

 

نور گر می طلبید

عاشق سایه شود

سایه را فربه کنید

 

آنکه خورشید بسوزاند و بماند

آنکه بر بتکده خاک زمین سجده نکرد

جنسی از آتش خورشید سحرگاهان داشت

بالی از ایمان داشت

آنکه تاریکی عزلت بگزید

چشمه نور به پیشانی داشت

 

خواب خورشید کنون نزدیک است

نور شمعی است عیان گشته به شکرانه تاریکی شب

بال را بگشایید

شعله را دریابید

محرم نور شوید

 

عطش گرمی خورشید سحرگاهان را

به تمنا گر عصیانگر آن بسپارید

 

 

سیامک ارزانپور

October 28, 2004

   + siamak Arzanpour - ۸:٤۸ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٧ آبان ،۱۳۸۳