موج یاد

باد

می سراید ز تن آبی دریا آوا

 

ردپایی که غریب است در این ساحل دور

نقش تنهایی یک عاشق را

می برد تا مهتاب

 

یادها می شکفد در تن نمدار هوا

و قلم موی خیال

می کشد طرح تبسم بر شن

 

موج می آید

موج

صورت مبهم و تصویر گر خاطره را

می کند محو به خود

 

یاد

می زند شعله به آبادی آسوده ی دل

قطره اشکی لرزان

می تراشد شبح دخترکی را بر ذهن

باد آرام و صبور

می دهد موج به آب

 

 

سیامک ارزانپور

August 22, 2005

   + siamak Arzanpour - ۸:٥۱ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۳۱ امرداد ،۱۳۸٤